معلم سارا را صدا زد و با عصبانیت گفت چرا اینقد دفتر انشات کثیفه سارا نگاهی به زمین انداختو گفت خانوم بابام سه روز دیگه حقوق میگیره اونوقت دیگه دفتر ریاضی داداشمو پاک نمیکنم توش انشا بنویسم دیگه شاید بابم برام دفتر بخره معلم بغض تو گلوش جم شدو صندلیشو رو به تخته کردو گفت بشین.

نظرات شما عزیزان:
shahrzadr 
ساعت21:14---4 بهمن 1392
اگه من جای معلم بودم خودم براش میخریدم
Rozol 
ساعت6:31---30 تير 1392
|